6 -مدیریت وظیفه مدار : افرادی تمام سعی و تلاش خود را در برآوردن اهداف سازمان بدون توجه به روابط انسانی انجام می دهند. در این تحقیق با استفاده از پرسشنامه سبک های رهبری سنجیده می شود .
7 – مدیریت آموزشی: کاربرد تمام وظایف و فعالیت های مدیریتی برای اداره مدرسه به عنوان یک سازمان با ویژگی ها، ساختار و اهداف خاص آن.
مقدمه :
سارمانهای آموزشی وظیفه تعلیم و تربیت افراد را بر عهده دارند و مردم سالهای عمر خود را در آنها سپری می کنند. از بدو تولد انسان و زندگی او بر کره خاکی نیاز به مدیریت و ضرورت لزوم آن همواره احساس می شد و شاید همیشه در اداره ی امور مدرسه هم به چشم می خورده است. به تدریج که نسل بشر در روی زمین افزایش یافت و اجتماعات کوچک و بزرگ شکل گرفت به همراه آن افرادی در رأس امور به عنوان مدیر وجود داشته اند، و وجود پدر و مادر خانواده، رئیس قبیله، تا برسد به بالاترین مرجع قدرت و مدیریت، دلایل نیاز به این امر مخصوصاً شخص مدیر در مسیر تکاملی زندگی بشر محرز می گردد.
مدرسه در حکم یک سازمان حساس اجتماعی، در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه و پاسخ گویی به نیازها، نقش مهمی ایفا می کند. اما ایفای این نقش به نحو مؤثر و تحقیق اهداف آموزش و پرورش در گرو اثر بخشی نوع مدیریت آن است.
تغییرات سریع عوامل بیرونی،پیچیده تر شدن ارتباط سازمان با محیط،افزایش سطح پیچیدگی فن آوری اطلاعات مورد نیاز برای اداره ی سازمان ها بر دشواری وظایف مدیران افزوده است. مدیران مدارس در قیاس با سایر مدیریت ها به تجزیه و قدرت یادگیری و آشنایی با سبک های مدیریتی و همراه با توانایی تصحیح قواعد تصمیم گیری، کنترل، هدایت و … نیاز دارند.
به لحاظ اهمیت این مسئله بر جریان کنترل و هدایت معلمان و اجرای صحیح برنامه های آموزشی در بهبود و کیفیت تولیدات اثر بگذارد واجد اهمیت بسیار است. مدارس ما هنوز به شیوه هایی که نیم قرن گذشته شکست آفرین بوده اند، اداره می شوند. اغلب معلمان و مدیران ما علاقه ی چندانی به آموزش فراتر در زمینه فعالیت خود احساس نمی کنند.
اصول مدیریت چیست؟
ظهورسازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون آنها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است .
وبه این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود .بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است . یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج ان است نه شیوه انجام ان عمل. ( گروه دانشجویان موسسه رهیاران دانش ، 1385) .
تعریف مدیریت
مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.
واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. “به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن . ” ( همان منبع )
وظایف مدیر آموزشی
هدف اصلی مدیریت آموزشی تسهیل وپیشبرد امر آموزش ویادگیری است که برای رسیدن به این هدف مدیران آموزشی باید وظایف زیر را انجام دهند( عزت خواه ، 1375 ، ص 19 )
الف – وظایف عمومی
برنامه ریزی عبارت است از تعیین اهداف وتدارک فعالیتها ، امکانات ووسایل برای تحقق اهداف لذا داشتن طرح وبرنامه کار هفتگی ، ماهانه وسالانه از وظایف مهم یک مدیر موفق آموزشی است
سازماندهی : فرا گرد سازماندهی یعنی جریان نظم وترتیب دادن به کار وفعالیت ، تقسیم وتکلیف آن به افراد به منظور انجام دادن کار وتحقق هدفهای معینی می باشد . مدیر آموزشی بدین منظور باید هماهنگی های لازم را بین افراد وواحدهای مختلف بوجود آورد .( همان منبع ، ص 22 ) .
هدایت ورهبری : رهبری در مدیریت ، فراگرد اثر گذاری ونفوذ در رفتاراعضای سازمان برای یاری وهدایت آنها در ایفای وظایفشان است .لذا یک مدیر مدرسه باید قبل ازهرچیز یک رهبر آموزشی باشد چرا که رهبر آموزشی با برقراری ارتباط متقابل با کارکنان انگیزه کار وفعالیت را در آنها بوجودمی آورد وهمواره مشکلات وکشمکش های آنها را حل می نماید .( نوروزی ، 1375 ، ص 65 )
نظارت وکنترل : نظارت وکنترل فراگرد ارزشیابی عملکرد فردی وسازمانی است برای آن که معلوم شود آیا هدفهای سازمان تحقق پیدا کرده یا نه . یک مدیر خوب ابتدا ملاکها وروشهای سنجش عملکرد را تعیین می کند وآنگاه برعملکردها نظارت وآنهارا اندازه گیری می کند ودر ادامه نتایج حاصله را مقایسه ودر پایان برای تصحیح عملکرد ها اقدام می نماید .( علاقه بند ، 1374 ، ص 68
– یکی دیگر از وظایف عمومی مدیر آموزشی برقراری ارتباط مناسب با افراد سازمان است که می بایست ضمن روشن نمودن هدف ومنظور پیام پیامهارا بدون ابهام ارسال نماید وهمواره قابلیت پذیرش ومیزان اثرگذاری آن را از سوی مخاطبان مورد بررسی قرار دهد .( همان منبع ، ص 69 ) .
2- وظایف خاص
برنامه آموزشی وتدریس : مهمترین وظیفه مدیران آموزشی هدایت جریان آموزش ویادگیری به ویژه تسهیل جریان رشد وپرورش دانش آموزان است مدیران مدارس اگر برنامه هایشان را باروشن بینی اجرا نمایند وهدفهای خود را بصورت قابل فهم وعملی طرح نمایند می توانند بازده آموزشی مدارس را بهبود بخشند لذا تعریف دقیق هدفهای کلی نظام آموزشی بصورت معنی دار ، تقسیم هدفهای کلی به هدفهای فرعی ، تبدلی هدفها به هدفهای عملی در کلاس به کمک معلمان ، بالا بردن روحیه کارکنان و… می تواند تغییرات چشمگیری را در بازده کارمعلمان و دانش آموزان ایجاد کند علاوه براین مدیر آموزشی می بایست با ارزشیابی مستمر تدریس وفعالیتهای آموزشی مدرسه میزان اثر بخشی وکارایی معلمان ومیزان تحقق هدفهای آموزشی را مشخص ودر زمانهای معینی از تغییر… یکی دیگر از وظایف مدیران آموزشی توجه به امور دانش آموزان است مدیر مدرسه هم وظیفه ارائه خدمات اداری وسرپرستی امور دانش آموزان را بعهده دارد وهم وظیفه شناسایی توانایی ها ، علایق ونیازها وپرورش آنها را عهده دار می باشد .( صافی ، 1379 ، ص 125)
امور کارکنان : مدیران آموزشی با بهره گیری از شایستگی های فردی و تخصصی معلمان وراهنمایان تعلیماتی می توانند به پیشرفت فعالیتهای آموزشی وبررسی وافزایش بازده مدارس کمک کنند .
یکی دیگر از وظایف مدیران برقراری ارتباط موثر میان مدرسه واجتماع است هدف از ایجاد این رابطه ، ایجاد اعتماد متقابل ازطریق اطلاع رسانی به مردم درباره ی وضعیت کار مدارس است تا بدین وسیله حمایت آنان را برای حل وفصل مشکلات گوناگون مدارس جلب نمایند مردم باکسب آگاهی بیشتر از اهمیت آموزش وپرورش به مشارکت در سرنوشت آموزشی وتربیتی فرزندان خود تشویق می شوند مدرسه هم متقابلا” از نظرات ونیازهای مردم واجتماع مطلع می شود لذا تشکیل انجمن های اولیا ومربیان ، تشکیل شوراهای آموزشی محلی ، برقراری ارتباط با موسسات فرهنگی دینی ، اجتماعی و… ازاهمیت بسزایی برخوردار است .( همان منبع ، ص 126 ) .
یکی دیگر از وظایف مدیران آموزشی تهیه وتدارک امکانات ، تسهیلات وتجهیزات ویژه است دراین زمینه می توان به ساختمان وتاسیسات مدرسه ، زمین بازی و ورزش ، آزمایشگاه ، کتابخانه و وسایل وابزار کمک آموزشی ، میز ونیمکت – وسایل آموزشی – بهداشتی وورزشی ، تعمیر ونگهداری ساختمان و تاسیسات حرارتی وتهویه وتامین امکانات آب ، برق ، گاز ، تلفن و…. اشاره کرد .
امور مالی واداری : ارائه خدمات آموزشی وفعالیتهای مدرسه منوط به اداره موثر امور وتامین منابع مالی وبودجه است بنابراین اداره موثر امور گوناگون مدرسه ، ثبت نام ، تقسیم کار باتوجه به شرح وظایف کارکنان ابلاغ آیین نامه ها ، بخشنامه ها ودستورالعمل ها ، نظارت بردفاتر ومدارک مدرسه ونگهداری از آنها ، تامین منابع مالی مدرسه چه از طریق دولتی یا مردمی نیز از وظایف مدیران به شمار می رود ( علاقه بند ، 1374، ص 114)
اجزا سیستم مدرسه
اجزا سیستم یک واحد آموزشی به چهار قسمت زیر تقسیم می شود
1- ورودی های سیستم مدرسه
2- فرایندهای مدرسه
3- خروجی های سیستم مدرسه
4- بازخورد
ورودی های سیستم مدرسه عبارتند از دانش آموزان ، معلمان ، منابع فیزیک ، منابع مالی ، دانش نظری وعلمی فنی وپژوهشی
فرایند های مدرسه عبارتند از : تدریس ، مدیریت ، ارزشیابی ، محتوا وروشها به سخن دیگر آنچه در حد فاصل ورود دانش آموزان به مدرسه تا خروج آنان در پایان سال تحصیلی اتفاق می افتد واز آنها فرد مورد نظر ومعطوف به هدف را می سازد فرایند نامیده می شود .
خروجی های سیستم مدرسه هم همان دانش آموختگان وفارغ التحصیلان هستند .( همان منبع ف ص 116) .
مثلا” دانش آموزان بعنوان ورودی های سیستم ، تحت آموزش قرار گرفته ودر مسیر وجریان یاددهی – یادگیری ،تغییر رفتار داده ودر پایان سال تحصیلی به مرتبه وقابلیت هایی می رسند( خروجی )
منظور از بازخورد رابطه ای است که بین برونداد، درونداد وفرایند، باعملیات سیستم برقرار می گردد تا براساس مقتضیات محیطی ونیازها به کارسیستم اصلاح گردیده وآن را در تعادل نگهدارد.
دیدگاههای موجود در مدیریت آموزشی
باتوجه به بررسی ومطالعه شیوه های مدیریت ودیدگاههای مدیران آموزشی نسبت به حل مشکلات ومعضلات واداره مدرسه به دودیدگاه مهم در زیر اشاره می شود:
الف – برخی مدیران مدارس ریشه بسیاری از مشکلات و نیز راه حل ها را در ورودی های سیستم مدرسه می جویند آنها معتقدند که اگر ظرفیت های ورودی مدرسه ازقبیل منابع مالی ، فیزیک وپول افزایش یابد می توان همه ی تنگناها ومشکلات مدرسه راحل کرد دراین نگاه سنتی مدیریت کار وقتی خوب انجام شده که درصد قبولی از بالاترین میزان برخوردار باشد اغلب مدیران ومعلمان هم دانش آموزان را افرادی بی انگیزه وناتوان از شناخت نیازهایشان می دانند دانش آموزان هم تصور می کنند کارشان فقط حفظ مفاهیم کتابها و آوردن نمره قبولی است .( تورانی ، 1382 ، ص 212 )
ب- دسته دوم براین باورند که گرچه توجه به منابع موجود ومورد انتظار در ورودی های سیستم مدرسه حایز اهمیت وتاثیر بسیار است اما باتمرکز در فرآیند سیستم مدرسه وبهبود ارتقای مستمر فرایند ها همراه با تعیین استراتژی ها وراهکارهای مرتبط می توان بسیاری از حفره های آشکار و پنهان راحتی در ورودی های سیستم مدرسه بهبود بخشد وبرطرف کرد .
در مدیریت فرایند محورهمه ی تلاش وهدف مدرسه ومدیر معطوف به رضایت دانش آموزان وتوسعه ی یادگیری است وتاوقتی رضایت دانش آموزان ومعلمان حاصل نشده باشد در مدرسه کاری انجام نگرفته است دراین شیوه مدیریت دانش آموزان ار باب وسرور هستند( همان منبع ، ص 214)
توجه به نیازها
پاسخ به نیازها وانتظارات دانش آموزان یکی از مسائل مهم وجدی است که باید در مدیریت مدرسه به آن توجه شود چرا که یکی از بهترین راه ها برای کسب توفیق پایدار در زمینه ی تعلیم وتربیت ، پاسخ به انتظارات ونیازهای دانش آموزان است دانش آموزان نیازهای متفاوتی دارند ولی اکثر آنها نیازمند کیفیت یادگیری هستند عده ای از آنها مایلندمدرسه ای شاد داشته باشند وجمعی دیگر علاقمندند که از تکنولوژی روز در آموزش برخوردار شوند وتعدادی دیگر به ارتقای فردی خود می اندیشند اما همه ی آنها می خواهند مدرسه ای باکیفیت وبانشاط داشته باشند ویادگیری عمیق را بهبود بخشند .( شوجی ، 1380 ، ص 120) .
متمرکز شدن برخواسته های دانش آموزان باعث ایجادرضایت در دانش آموزان شده وکارکرد مدرسه مفید ویادگیری دانش آموز را عمیق وموثر می سازد مدیریت فرایند محور بر دانش آموز تمرکزدارد واین کمک می کند تا مدیر مدرسه در کارهای خود مطابق اهداف برنامه ریزی شده پیش رود واز حاشیه روی پرهیز نماید وهمیشه منافع دانش آموز را موردتوجه قرار دهد .( همان منبع ، ص 121
اهداف اساسی و کلی مدیریت آموزشی
?) مهمترین هدف مدیریت آموزشی رسیدن به اهداف کلی تعلیم و تربیت است .
?) برقراری هماهنگی بین مانع و فعالیتهای مختلف واحد آموزشی .
?) اصلاح و بهبود جریان آموزش و پرورش . ( شعبانی ، 1381 ، ص124) .
?) شناساندن و تفهیم هدفهای تعلیم و تربیت به معلمان و کارکنان مدرسه .
?) حمایت و تقویت واحد آموزشی منبع رفع مشکلات معلمان .

?) ایجاد زمینه های شور و تبادل نظر و به وجود آوردن احساس مسئولیت مشترک در واحد آموزشی (مدیریت مشارکتی ) .
?) برقراری ، حفظ و گسترش روابط انسانی مطلوب و احترام متقابل در مدرسه . ( همان منبع ، ص 126)
? تفاوتهای مدیریت و رهبری آموزشی
غالباً دو اصطلاح ” مدیریت و رهبری ” را مترادف استعمال می کنند . در چارچوب مورد بحث میان رهبری و مدیریت می توان تمایز قائل شد . به نظر می رسد که مدیریت با بعد هنجاری و رهبری با بعد شخصی ، پیوستگی دارد . ( میرکمالی ، 1382 ، ص 65)
مدیریت به معنی اداره کردن واحدهای به نسبت کوچک است که اصطلاحاً مدرسه خوانده می شود . مدیران افرادی هستند که به انجام وظایف قانونی خود تاکید دارند .
رهبری یعنی هدایت و راه بردن و نشان دادن راه به انسانها . تکیه رهبری بر انسانها است . رهبری مصلحت گراست و تصمیمها و رفتار رهبری بر پایه ضرورتهای زمانی و اقتضائات محیطی است . جهت و جریان قدرت در رهبری از پایین به بالاست و تا زمانی که پیروان با میل و اراده خود فردی را قبول داشته باشند ، رهبری او با پا برجاست . رهبری امری کیفی است که از نظر تحقق به کمیت وابسته نیست . خداوند درآیه ای از قرآن کریم می فرماید ” لکل قوم هاد ” مفهوم آیه این است که هر گروه و قومی چه بزرگ و کوچک نیازمند هدایت کننده و رهبر می باشد . ( علاقه بند ، 1371 ، ص 142) .
? ذاتی یا اکتسابی بودن مدیریت و رهبری
در مورد ذاتی یا اکتسابی بودن مدیریت و رهبری نظرهای متفاوتی توسط گذشتگان ارائه شده است . بعضی صفات و تواناییهای مدیریت و رهبری را ذاتی دانسته و تقدیر الهی می دانند که فردی را برای رهبری خلق می کند و برخی بر اکتسابی بودن صفات رهبری تکیه دارند . ویژگی هایی مانند سلامت جسمی ، شهامت ، تحمل ، صبر ، تواضع ، ایثار ، عفو ، شجاعت ، هوش بالا ، فرهی ، قوت اراده ، اعتماد به نفس ، مصصم بودن و امانت داری را عامل مدیریت و رهبری در افراد می دانند . ( همان منبع ، ص 143) .
با توجه به این که بسیاری از صفات مدیریت و رهبری اکتسابی و بر اثر تجربه تکامل پیدا می کنند و از طرف دیگر افرادی باهوش بالا نه تنها نتوانسته اند در دیگران نفوذ کنند ، بلکه مشکل ارتباطی نیز داشته اند و هم چنین بسیاری از افرادی که در مدیریت نیز نبودند چنین صفاتی داشتند ، می توان گفت مدیریت و رهبری صرفاً ذاتی نیست . اگر چه اعتقاد به ذاتی بودن ویژگی های مدیریت از قطعیت افتاده است . مع ذالک هر کسی نمی تواند بدون داشتن زمینه ها ، استعداد ها و قابلیت هایی به رهبری یا مدیریت بپردازد . داشتن استعداد یادگیری ، شناخت و تطبیق با محیط می تواند عاملی برای کسب موفقیت در مدیریت به حساب آید . ( ماهنامه مدیریت آموزشی ، 1386 ، 46 ) .
بهترین صفاتی که در رهبران یا مدیران غالباً وجود دارد ، هوش ، برون گرایی ، اعتماد به نفس و دل سوزی است. از این صفات غیر از عامل هوش ، بقیه صفات از قابلیت تعمیم کمی برخوردارند .
اصولاً این فکر که مدیریت امری ذاتی است و نیاز به آموزش ندارد ، فکری نادرست و زیان بار است . درجه زیان باری آن در مدیریت آموزشی بیشتر از سایر مدیریت هاست . آنچه ما از مطالعه درباره انسان ، مدیریت و رهبری دریافت می کنیم این است که موفقیت در رهبری علاوه بر خصوصیات فردی رهبر ، به ویژگی های زیردستان یا پیروان ، محیط و درک عوامل موثر بر همه آنها مربوط می شود .( همان منبع ) .
تاریخچه ای کوتاه از ظهور اندیشه های مدیریت تا به امروز :
منابع موجود در زمینه ی مدیریت که امروز در دسترس عموم مردم قرار دارد بیانگر نظریات کلاسیک غرب است و حتی اشاره ای به تجربیات سایر جوامع به ویژه کشورهای آسیایی ندارد.
به همین دلیل این شبه در ذهن شکل می گیرد که نظریه های مدیریت متعلق به دنیای غرب است و حالت جهان شمول دارد،زیرا غربیان تنها جراحان نظریه های مدیریت می باشند.(بکیان،1383، ص 8).
در قرون 19 و 18 میلادی همزمان با انقلاب صنعتی شواهد گویا وجود دارد که انگلستان در رعایت و به کارگیری فراگیر مدیریت، قدمهای اساسی برداشته است.
به عنوان مثال چالز بابچ با انتشار کتاب خود به نام اقتصاد ماشین آلات و تولیدات در سال 1832 در خصوص نیاز به بررسی منظم و منطقی در جهت استاندارد نمودن اجرای کار به منظور پیشرفت در افزایش تولید محصول،مطالب ارزشمندی ارائه کرد. لیکن می توان ادعا نمود که قرن بیستم مدیریت، میراث دار موضوعی جالب و نمایشی بوده، تا اینکه به عنوان یک تفکر مدیریتی مطرح باشد.(علاقه بند،1369، ص83).
مورفی چنین اظهار می دارد که نپرداختن به مدیریت و نگارش مفاهیم و اصول آن در دوران انقلاب صنعتی بازتابی از عدم شناخت مدیریت به عنوان یک فن بوده است که سه علت دارد:
1- جدا و مجزا کرد وظایف اداری از وظایف و عملیات فنی و بازرگانی دشوار بوده است.
2- در این دوره صاحبان و مؤسسین سازمانها، خود مدیران حاکم بر آنها بودند که نقش آنها ایجاد سازمان و اداره آن بر اساس آگاهی ها، خواسته ها و تمایلات خودشان بود.
3- عقیده غالب و متداول آن بود که سازمان از طریق تجدید شخصیت کارگران و پرورش و تبدیل آن به مستخدمین مطیع و فرمانبر، پیشرفت می کنند و بدین ترتیب افزایش بازده و کار حاصل می گردد، به این معنا که کارگران به عنوان منابع انسانی در نظر گرفته نمی شوند و این تفکر منطقی می بایست یک متعادل و سازگاری منطقی بین سه رأس 1)مدیریت 2)کار و 3)کارکنان وجود داشته باشد، در ذهن ایجاد نشده بود.ناگفته نباید گذاشت که حرکت مدیریتی امروز به یک باره روی نداده است و مراتبی از تأکید بر کار و تولید و پافشاری بر ارزش کارکنان و اعضای سازمان و تأکید بر اداره را پیموده است.(پسران قادر،1371، ص 17).
در کشور ما توجه به مسئله مدیریت تقریباً از سی سال پیش از طریق ارائه دروس و سپس ایجاد نظام آموزشی،ضرورت بهسازی کیفیت نتایج آموزشی، مسئله مدیریت و رهبری را بیش از پیش اهمیت بخشیده است. مع هذا باید اعتراف کرد که مدیریت آموزشی هنوز جایگاه شایسته خود را در نظام آموزشی احراز ننموده است.(علاقه بند،1369،ص 3)
انواع سبک های مدیریت :

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

رفتار و اعمال و استراتژی ترجیحی مدیر را،شیوه ی مدیریت می نامند. عواملی چون فرهنگ،سازمان،قدرت و اختیارات است که به ما اجازه می دهد سازمان را با حداکثر استفاده از منابع ملی و مادی به سوی اهدافش هدایت می کند.بسیاری از صاحب نظران سه شیوه ی استبدادی،دموکراتیک و هرج و مرج را مطرح کرده اند که هر کدام را به اختصار توضیح می دهیم.(سرمدی- حاتمی،1384، ص27)
1- شیوه ی استبدادی :
مدیر در این شیوه،تصمیم گیری متمرکز را ترجیح می دهد و تمایل به شرکت دادن دیگران در قدرت و اختیاراتش را نمی دهد.وظایف بدون مشورت و از روی میل رهبری انجام می شود.
مدیر مستبد انتظار دارد که دستورات او بدون سؤال کردن اطاعت شود.قدردانی و انتقادات او جنبه ی شخصی دارد.کارها به ندرت به صورت گروهی انجام می شود.تهدید و تنبیه از جنبه های صنعتی این شیوه ی مدیریت است و پاداش معمولاً به کسانی تعلق می گیرد که دستورات مدیر را دقیقاً به مورد اجرا بگذارد.(طوسی،1372، ص198).
2- شیوه ی دموکراتیک :
شیوه ی مشارکتی است.به این معنی که گروه مدیر در تعیین خط مشی ها و تصمیم گیری های مهم،مشارکتی عمل می کنند و صرفاً در اختیار مقام و بقیه سازمان نیست.مدیر در تحسین و انتظار منطقی و بدون تعقیب است،فعالیت های گروهی تشویق می شوند و با گروه اغلب در قالب یک واحد اجتماعی،همکاری و مشارکت وجود دارد.اعضاء ترغیب می شوند که ایده هایشان را مطرح کنندو در نیل به اهداف مشترک همکاری و مشارکت داشته باشند.مدیریت دموکراتیک در ارتقاء یا بهبود کار گروه و به کاهش درگیری ها و بحران ها،برقراری ارتباطات سالم و دو طرفه و به وجود آوردن جو تفاهم و همکاری و رشد شخصیت اعضاء مفید و مسمر ثمر است.(همان منبع،ص199)
3- شیوه ی هرج و مرج :
در این شیوه افراد یا گروه بدون مشارکت و جهت دهی های مدیر،دارای آزادی کامل هستند.
نقش اصلی مدیریت،آوردن خدمات حمایتی و تدارکاتی است.مشارکت او در کارها بسیار محدود است،مگر اینکه گروه تقاضای مشارکت او را داشته باشند (دیویس) در این باره می گوید :
شیوه ی هرج و مرج همان قدر،سهیم کردن مدیر را در فعالیت ها نادیده می گیرد. (جاسبی،1386، ص 114)
4- سبک های خود مختار :
رهبران برخوردار از این سبک بدون نظرخواهی از اعضای گروه تصمیم می گیرند و به اعضای گروه تحت امر خود فرمان می دهند.در این سبک،رهبر از این که اعمال زور می کند،شکی ندارد که کارها بر وفق مراد او است. روال کارها در این سبک الزام به کنترل تمام اموری است که به وسیله فرودستان انجام می گیرد.(همان منبع،ص115)
سبک رهبری خود مختار را می توان با سبک رهبری مستبد یکی دانست.اعمال اینگونه رهبری در بعضی از موقعیت ها،به ویژه در موقعیت هایی که اعضای گروه ترجیح می دهند تحت دستور انجام وظیفه کنند دارای این ویژگی می باشند. اجرای مقررات را الزامی می دانند،کمتر اجتماعی هستند و نظر فردی و جمعی را رد می کنند.(منوچهری،1389،ص 85)
5- سبک دموکراتیک :
رهبران این سبک دارای انگیزش مثبت و محترمانه نسبت به پیروان هستند و دوست دارند پیروان از حقوق بهتر و مطلوب تری برخوردار باشند و دارای احساسات و روحیه و پشتیبانی بیشتر از پیروان خود هستند که ویژگی هایی به شرح زیر دارند:علاقه مند به کار- قدرشناس و شاکر- کم برانگیزاننده ولی مشوق.(اینترنت 1)
7- رفیق نما :
رهبران این سبک ضمن علاقه مندی به هم زیستی خود را مکمل پیروان می دانند. به این جهت مغرور موقعیت خویش نیستند و موقعیت شان را به رخ دیگران نمی کشند.رهبران این سبک دارای ویژگی های زیر هستند: دوستدار زندگی جمعی- جدی در مسئولیت – کم هراس از سختی ها- با این حال در برابر پیروان سرکش ضعیف هستند.(همان منبع)
8- سبک تشخیص گرایی :
رهبران برخوردار از این سبک سعی می کنند تحت رهبری ایشان زبانزد خاص و عام شوند. از ویژگی های این رهبران قدرت پیش بینی است، ریسک می کنند،بیشتر شنونده اند تا گیرنده.
9- سبک به حال خود بگذار:
رهبران برخوردار از این سبک،از به کارگیری قدرت خود کناره جویی می کنند و معتقدند که پیروان با برخورداری از آزادی می توانند خود را تا جایی که منجر به انتخاب نوع فعالیت متناسب با استعداد آنها است،بروز دهند. این سبک رهبری شاید فراتر از مشکلاتی است که از فشار کاری نشأت می گیرد و در نهایت،موجب نگرانی رهبری می شود.(همان منبع)

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید